خلاصه:وجه تسمةمنار و مناره،سابقه تاريخي منار و مناره درقبل ازاسلام با برج بابل، ابليسك "هچپ سوشالا" زيگورات "چغازنبيل"، كعبه "زرتشت"، فاراسكندريه، برج نورآباد، برج آتش فيروزآباد، مناره كليساي يحيي در دمشق ـ مناره در قرون اوليه اسلامي:مناره مسجد سامرا، مسجد ابنطونون ـ تحول مناره درايران دورةاسلامي ـ منارههاي تزئيني اسلامي: شكل ظاهري مناره، زمينه تزئيني آن، نتيجه.
توضيح مربوط به عكس1: كعبة زردشت درنقش رستم فارس ومربوط به دورة هخامنشي كه توسط بعضي ازدانشمندان درزمرة آتشگاهها بشمار آمده و شباهت به بعضي ازمنارههاي اوايل دوران اسلامي دارد.
منار و منارة تزئيني درآثار تاريخي اسلام ايران
دكتر عباس زماني استاديار دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران
هنگامي كه ازنزديك بناهاي مذهبي چون آستانة حضرت رضا(ع) درمشهد، مدرسة مادرشاه دراصفهان و مسجدسپهسالار درتهران ميگذريم در اولين نگاه ستونهاي رفيعي ميبينيم كه نظررا به بالا ميكشاند و چشم را با زيبائيهاي متنوع خود خيره ميكند.
اين ستونهاي مجلل، كه زينتبخش صدها مساجدو مدارس وساير بناهاي ايران اسلامي است، مناره نام دارد و ظاهرأ براي اين است كه مؤذن روزي چندبار بربالاي آن صعود نمايد و اذان بگويد. اين مطلب درست است وبه همين جهت نام ديگر اين ستونها مئذنه ميباشد ولي مناره قبل ازظهور اسلام و اذان مؤذن نيز وجود داشته و دردوران اسلامي تحول يافته است كه جريان اين تحول بشرح ذيل، به اختصار، بررسي ميگردد:
1- وجه تسمية منار ومناره.
2- منار و مناره درقبل ازاسلام.
3- مناره در قرون اولية اسلامي.
4- منارههاي تزييني اسلامي ايران.
منار يعني جاي نار و نور و بطور واضحتر آتشگاه و روشنائيگاه كه كلمة مئذنه وبرج راهنمائي نيز به آن اطلاق گرديده است.
المنار: موضعالنور «العلم يجعل للاهتداء فيالطريق اا محجةالطريق اا مايوضع بيالشييئن من الحدود»(1).
المناره: ج مناور ومنائر: موضعالنور. ومنه منارة المراكب والمسرجه و المئذنه(2).
منار- ع (بفتح ميم) جاي نور، جاي روشنائي، ساختمان برج مانند كه در كنارراه ميسازند براي چراغ روشن كردن يا راهنمائي(3).
مناره- ع (بفتح ميم ورا) جاي نور، گلدسته، ستون بلند و ساختمان برج مانند كه در معابد و مساجد درست ميكنند براي چراغ روشن كردن يا اذان گفتن، مناور و منائر جمع (4).
منار بالفتح و راي مهمله. ع. چراغدان و جاي بلند كه برآن چراغ افروزند چراكه يان صيغه اسم ظرف است بمعني جاي نور و مجازأ جاي بلند ازآن گفتند و دوستون كه ازخشت و ياسنگ برمين و شمال مساجد بناكنند شايد كه در زمانة قديم برآن چراغ ميافروخته باشند بهمين سبب آن را منارا گويند بزيادتي تحتاني غلط محض است و نيز منارنشان كه در راه برپا كنند(5).
مناره بفتح ميم و راء.ع. روشني جاي و چراغپايه و جاي اذان گفتن افر(6).
مناره ….. برج يك مسجد كه در بالاي آن يك گالري وجود دارد وازبالاي آن مؤذن پنج بار اذان روزانه ميگويد(7).
ازقديمالايام منار و مناره براي هدفهاي كموبيش مشابه با هدفهاي دوران اسلامي درايران وساير كشورها مورد استفاده بوده است كه چند نمونه بشرح ذيل ذكر ميشود:
برج بابل ـ اين برج درزمان حمورايي (1961-003 قبل ازميلاد) براي مردوك خداي بابل ساخته شده و پلكان آن درخارج تعبيه شده بود.
اين برج «معبد سرفراز» ناميده ميشد و درواقع تمام مراحل مربوط بستايش خداي طبيعت درآن عملي ميشد و به عبارت ديگر جنبة مذهبي قوي داشت(8).
ابليسك هچپ سوت ـ درمعبد پتاچ، ازجملة معابد كرنك مصر، دوستون كه درزيبائي و بلندي مشابه هم بوده درميان مجسمهها برافراشته بوده است. در روي اين ابليسكها پيام ملكة هچپ سوت (1479-1501 قبل ازميلاد) وجود داشته و علاوه بر جنبة مذهبي براي يادگار و همچنين القاء زيبائي بكار رفته بوده است(9). اضافه بر ابليسك برجهاي دوتائي ديگري به نام پيلون، درمصر معمول بوده و اين پيلونها به شكل هرمهاي ناقص مستطيلالقاعده، درطرفين ابتداي معبر معابد، متقارنأ قرار ميگرفته است(10)
زيگورات چغازنبيل ـ اين برج عظيم مطبق درشرق دشت شوش برافراشته است و تصور ميكنند سابقأ دراطراف آن مزارع و باغهائي براي روحانيان و خدمتگزاران اين بناي مذهبي وجود داشته است. اين برج، منسوب به اوتتاشگال (1227-1234 قبل ازميلاد) پادشاه ايلام، داراي پنج طبقه و 53 متر ارتفاع بوده و درطبقة پنجم آن عبادتگاهي وجود داشته است(11).
كعبة زردشت ـ اين برج مربعالقاعده در مقابل مقبرة داريوش كبير، درنقش رستم و همعصر با مقبره، ساخته شده است و لوئي واندنبرگ استاد دانشگاه بروكسل آن را درزمرة سه پله و مربعي ساخته شده است و شباهت بع بعضي از منارههاي اوايل دوران اسلامي دارد(12).
فاراسكندريه ـ اين برج راهنمائي درابتداي دروازة اسكندريه، به ارتفاع 56 متر ودرسال 283 قبل ازميلاد، ساخته شده بوده است. اين برج از مرمرسفيد بوده و دربالاي آن آتش چوب شعلهور بوده است(13).
برج نورآباد ـ اين بنا كه به ميل اژدها معروف و به دورة اشكاني (250 قبل ازميلاد تا 224 ميلادي) منسوب است در دامن كوه ودرغرب نورآباد فارس وجود دارد. پلكان اين برج دروسط با پيچوخم مناسب با بالا راه ميداده و آتش فروزان برفراز آن ودر آتشدان سنگي جاي داشته است(14).
برج آتش فيروزآباد ـ درميان ويرانههاي فيروزآباد مربوط به آغاز دورة ساساني (651-224م.) چهار وجهي بزرگ و بلندي ازسنگ وگچ وجود دارد ويكي از عناصر مجموعة ساختمان آتشكدة فيروزآباد بشمار ميرفته است. پلكان اين چهار وجهي (شكل2) در خارج تعبيه شده و ازآن طريق براي روشن كردن آتش برفراز برج، به ارتفاع 26 متر، صعود ميكردهاند(15).
منارة كليساي يحيي در دمشق ـ استفادة مذهبي ازاين نوع برجها منحصر به مذاهب باستاني و يادورة تاريخي شرق نبوده بلكه در بناهاي مسيحي نيز ازآن استفاده شده است. يكي از موارد كليساي يحيي دردمشق است كه در قرن اول هجري به صورت مسجد درآمده است. وقتي اعراب خواستند درچهار طرف مسجد چهار مناره بسازند براي ساختمان آنها از برج ناقوسهاي آن كليسا استفاده كردند ومنارهها را به صورت برجهاي مرتفع مكعب شكل ساختند(16).
بنابه مراتب فوق، قبل ازظهور اسلام انواع مناره: مربعالقاعده، مستطيلالقاعده وغيره در كشورها و مذهبهاي مختلف معمول بوده و، بهطوري كه در مورد مسجد دمشق ديديم، به منارههاي اسلامي الهام بخشيده است.
تاريخ ساخت اولين مناره درعالم اسلام روشن نيست زيرا مساجد بصره و مسجد فسطاط چندبار مورد تعمير قرارگرفته و شايد مسجد دمشق اولين مسجد منارهدار بوده است. در گوشة شمال شرقي مسجد شوش نيز، كه برطبق نوشتة پرفسورگيرشمن دراواخر قرن اول هجري و تقريبأ هم عصر مسجد دمشق ساخته شده، منارة مدوري وجود داشته است(17).
توضيح مربوط به عكس 2: جفت منارة مقبرة شيخ عموعبدالله بن محمدبن محمود، مشهور به منارجنبان، درگارلادان اصفهان، منسوب به دورة مغول
منارة مسجد سامرا ـ اين مسجد دراواسط قرن سوم هجري ساخته شده ومنارة منفردي (شكل3) درسي متري شمال آن قرار داده شده است. پلكان اين مناره درخارج و حلزوني ميباشد و دربالاي آن اطاقك پنجرهداري، احتمالأ براي آويزان كردن فانوس، تعبيه گرديده است. اين مناره كه ازروي يك پاية مربع ارتفاع ميگيرد ازيك طرف شباهت فوقالعادهاي به برج آتش فيروزآباد دارد و ازطرف ديگر توسط بعضي از مورخين يادآور زيگوراتهاي سابقبينالنهرين تلقي شده است(18). نظير اين مناره درمسجد ديگر سامرا، بنام ابوالف، نيز ساخته شده است.
منارة مسجد ابنطولون ـ اين مسجد دراواخر قرن سوم هجري درقاهره ساخته شده و منارة آن تلفيقي است به اين معني كه پائين ساقة آن مكعبي و بالاي آن مدور و حلزوني است(19).
منارةمسجد قيروان ـ اين مسجد درزمان خلفاي اموي، دركشور تونس، ساخته شده و در دورة عباسي، قرن سوم، مورد تعمير قرار گرفته است. منارةمسجد قيروان اصولأ مكعبي است و در زمرة منارههاي سبك مسجد جامع دمشق بشمار آمدة است(20). تنة سه طبقة اين مناره در روي يك پاية مربع قرار گرفته وشبيه كعبة زردشت، درنقش رستم، ميباشد(شكل4).
يكي از قديمترين منارههاي موجود درايران فعلي، كه داراي تاريخ است، منارة مسجد ميدان ساوه ميباشد. اين مناره درسال 453 هجري ساخته شده وقبل ازآن ميتوان ازمنار سلطان محمود غزنوي درغزنه نام برد كه بين سالهاي 388 و 412 هجري ساخته شده است. قبل ازاين تاريخ نيز ساختن مناره درمساجد شوش است كه فوقأ ذكر شد. ديگر منارة مسجد جورجير اصفهان است كه بين سالهاي 366 و 285 هجري ساخته شده و فعلأ وجود ندارد ولي ما فرخي درسال 421 هجري، ضمن شرح مسجد، از منارهاي به ارتفاع يكصدگز نام برده است(21). احتمالأ منارههاي قرون اولية اسلامي ايران، مانند مساجد آن قرون، ازخشت خام و گل بوده و بزودي ازبين رفته است و بهرحال اين تحولات درمنارهها به نظر ميرسد:
1- بااينكه نمونههاي قبل ازاسلام منارههاي ايران، چون زيگورات چغازنبيل، كعبة زردشت، برج نورآباد وبرج آتش فيروزآباد داراي پاية چهارگوش است، منارههاي دوران اسلامي ايران، برخلاف غرب عالم اسلام، اكثر استواني نزديك به مخروط است و گاهي منارة شبه منشور نيز، مانند منارة مسجد جامع نائين،بكار رفته است(22).
2- با اينكه پلكان برج آتش فيروزآباد درخارج قرار دارد، پلكان اكثر منارههاي دوران اسلامي ايران در داخل واقع است و در اطراف محوري به بالا صعود ميكند. البته اساس كار به هم نزديك و در هردومورد پلكان به دور محوري ميپيچد ولي اين محور درمورد اول، برج فيروزآباد، قطور و درمورد دوم منارههاي دوران اسلامي،باريك است و اضافه برآن در مورد اول پلكان درهواي آزاد و در مورد دوم محصور در جدار خارجي است. اخيرأ درمسجد حضرت امير(ع) اميرآباد تهران منارههاي ساخته شده كه پلكان آن در هواي آزاد به دور محور نسبة باريكي ميپيچد و درواقع رجعتي به قبل از اسلام ميباشد.
3- منارههاي مساجد ايران از قرن اول تا پنچ هجري ساده و منفرد، گاهي وصل بهبنا مانند مسجد جامع نائين و گاهي با فاصله ازبنا چون مسجد گلپايگان، ساخته ميشد ولي از اوايل قرن هفتم هجري جفت مناره درمدخل بنا معمول گرديد و به گفتة دونالدن. ويلبر: «استادانهترين وازنظر معماري زيباترين وسيلة اهميت دادن به سردري كه به خيابان باز ميشد، بلند ساختن آن و قراردادن دومناره در دوطرف آن بود»(23).
4- بتدريج بر تعداد منارههاي مساجد و مدارس و زيارتگاهها اضافه واطاقكي به نام «مئذنه» افزوده گرديد مانند مسجدشاه اصفهان كه چهار مناره و مدرسة سپهسالار تهران كه هشت مناره و آستانه حضرت معصومه(ع) (شكل5) كه تعدا كثيري منارههاي بالكندار دارد.
مناره دربناهاي مذهبي قاعدة براي اينكه مئذنه باشد بوجود ميآمده ولي درايران جنبة تزييني آن قويتر بوده وبه قول دكتر زكي محمدحسين دانشمند مصري: «منارههاي ايراني بواسطة ارتفاع زيادي كه داشته براي اذان گوئي بكار نميرفت و اذانگو بالاي بام مسجد اذان ميداده است و در واقع اين منارهها بيشتر براي زينت بنا بكار ميرفته است»(24). نظر دانشمند مذكور مورد تأييد است زيرا هماكنون كه مؤذن در پشت ميز خود و وسيلة بلندگو اذان ميگويد بازهم مناره ساخته ميشود و دو شاهد صادق دومنارة مسجد دانشگاه تهران است كه درچند سالة اخير ساخته شده و هنوز كاشيكاري گنبد آن به پايان نرسيده است.
منارههاي تزييني ازنظر فرم و همچنين ازنظر زمينة مناسبي كه در دسترس هنركاران و هنرمندان ميگذارد داراي اهميت فوقالعاده است و چند دشته از هنرهاي تزييني ديگر را به خدمت ميگيرد وبه بناها زينت ميبخشد.
1- منارهها با ارتفاع بلند خود كه بسويآسمان برافراشته است نظر را به بالا ميكشاند و عظمت را القاء ميكند و عظمت خود يك زيبائي شديد است. استاد محترم علي نقي وزيري دربارة عظمت ميگويد: «عظيم نقطة مقابل قشنگ است،اين واژه يكنوع زيبائي خاص شديدي را توصيف ميكند كه بوسيلة مشاهدة موجودات يا اشيائي كه داراي عظمت و جلال و جذبه هستند، احساس ميگردد»(25).
2- منارهها با باريك شدن و وسيع شدن تنه و حلقهها و قرنيسهاي تزييني خود زيبائي خاصي را القاء ميكند كه ميتوان آن را در دستههاي گل، بخصوص نيلوفر و ميخك، احساس نمود وشايد بهمين علت «گلدسته» نيز ناميده شده است مانند گلدستههاي آستانة حضرت رضا(ع) درمشهد(شكل6) و گلدستههاي مسجد سپهسالار تهران مورخ اواخر قرن سيزدهم هجري.
3- جفت منارهها، اضافه برعظمت، تقارن را القاء ميكند و قرينهسازي مشخصة غالب هنرهاي هندسي ايراني،بخصوص معماري، است مانند جفت منارة ايوان جنوبي مسجد گوهرشاد مشهد(26) (شكل7) و دو منارة منارجنبان اصفهان(27)(شكل8).
1- منارهها زمينة مناسبي براي اعمال ذوق و سليقة هنرمندان درهنر آجركاري است. آجركاري و تزيينات آجري هميشه مورد توجه معماران ايراني بوده ولي آجرچيني پركارو پرنقشه از خصوصيات معماري دورة سلجوقيان بوده(28) و دانشمند محترم استاد سيدمحمدتقي مصطفوي بيش از25 منارة آجري و داراي تزيينات آجري مربوط به قرن پنجم تا هشتم هجري، آمار كرده است(29).
دراين منارهها، باآجر، نقوش هندسي: كثيرالاضلاعها، مستطيلها، مربعها،مثلثها، لوزيها، زيگزاگها، ضربدرها، صليبها،مشبكها و غيره با تغيير رنگ يا پس وپيش گذاردن آجرها القا گرديده و علاوه برآن خطوط كوفي زيبائي با قطعات آجر ايجاد گرديده است. يكي از مثالها منار مسجد علي اصفهان (شكل9) است كه تزيينات متنوعي دارد:
1- قسمت پائين ساقه شامل نقوش كثيرالاضلاعها، صليبها، گلهاي چهارپر ضربدري، ستارههاي ششپر و هشتپر و لوزيهاي ظريف ميباشد كه حدود آنها با تقعر بسيار دقيق و خاص مشخص گرديده است(30).
2- قسمت وسط ساقه شامل لوزيهاي مضرس كه با تعبية نوارهاي اريب چپ وراست و متقاطع فراهم و درداخل هريك لوزي كوچك مضرس ديگري القاء شده است. اين لوزيهاي كوچك وبزرگ رديفهاي مرتب عمودي تشكيل ميدهد و به هرنسبت كه ساقة مناره، به علت وضع مخروطي خود، باريكتر ميگردد مساحت آنها كمتر ميشود. اضافه بر لوزيها، از تقاطع نوارهاي متقاطع، قوسهاي جناغي زيبائي دراين قسمت القاء ميگردد(31).
3- دوحلقه كتيبة آجري با خط نسخ قائمالزوايا كه بين نقوش هندسي زير و تاج بالاي خود تنوع مطبوعي بوجود ميآورد(32).
4- تاج نعلبكي مانندكه 93 سانتيمتر از تنة مناره را تشكيل ميدهد وبا كارگذاردن آجرهاي بزرگ، به طور عمودي و اريب، شكلي با خطوط شعاعي و شبيه گل ميخك القاء كرده است(33).
5- قسمت بالاي تاج مذكور كه نقوشي نظير نقوش قسمت وسط ساقه درآن بچشم ميخورد(34).
توضيح مربوط به عكس 1: منارة مدرسة مادرشاه اصفهان مربوط به اواخر دورة صفوي كه زير اطاقك بالاي آن با مقرنس استالاكيتي مزين شده است.
6- كتيبة مجاور تاج دوم كه با كارگذاردن قطعات كاشي، بطرز موزائيك كاري، و ياخط نسخ قائمالزاويه احداث گرديده و با رنگ فيروزهفام، دركنار آجرهاي خاكي رنگ زيبائي واثر خاصي دارد(35).
7- تاج دوم وميلة بالاي آن كه فعلأ مخروبه است و احتمالأ تزييناتي نظير تاج وميلة پائين خود داشته است(36).
2- منارهها شيارهاي تزييني را القاء مي كند. مثال اين مورد برج مسعود غزنوي در غزنين، (شكل10) خارج مرزهاي فعلي ايران، است. اين بنا مورخ 508 هجري و شيارهاي آن شبيه كتاب بازي است كه جفت صفحههاي طرفين آنها خطوط كوفي و حواشي و متون مزين را به بينندگان القاء ميكند. يكي از مثالهاي زيباي منارههاي شياردار، قطب منار دهلي منسوب به اوايل قرن هفتم هجري است(37). قطب منار(شكل11) يكي از زيباترين كمربندي به پنج قسمت تقسيم شده و سه قسمت پائين ساقه با شيارهاي دندهاي و با زاويه مزين شده است(38).
3- بعضي منارهها داراي طاقنما و نغول است وبا پست وبلنديهاي سطح خود ايجاد سايه وروشن و القاء زيبائي ميكند مانند منارة مسجد يك ايواني نيريز كه در 340 هجري ساخته شده و درسالهاي 364 تا 560 هجري تعمير وتكميل گرديده است(39).
4- اكثر منارهها داراي خطوط كوفي و نسخ آجري و خطوط نسخ و نستعليق كاشي و درواقع زمينةهنرنمائي خطاطان و آجركاران و كاشي تراشان با ذوق است و دراين مورد، اضافه برمنار مسجد علي كه فوقأ بيان شد(40)، ميتوان به جفت منارة مسجد گوهرشاد مشهد مورخ 821 هجري اشاره كرد. اين منارهها در روي پاية سنگي قرار گرفته و وصل به طرفين ايوان جنوبي ميباشد و تزيينات آن، ازپاية سنگي تا حلقة مقرنس زير مئذنه عبارت است از:
1- يك كتيبه با خطوط بنائي درشت و قطعات موزائيك.
2- يك رديف طاق نماهاي جناغي كه از ارتفاع و انشعاب پايههاي موزائيكي القاء ميگردد.
3- تعداد كثيري لوزيها كه از ادامه و تقاطع دو شعبه پايههاي طاقنماهاي جناغي حاصل ميگردد و تمام ساقة منارهها را در بر ميگيرد ودرعين حال، چهاربهچهار، لوزيهاي بزرگتري القاء مينمايد. درداخل اين لوزيها كلمات مقدس، ازجمله نامهاي مختلف خدا، با فطعات موزائيك ايجاد گرديده وسطح جالب توجهي را بوجود آورده است.
4- يك كتيبه با خطوط ثلث زيبا كه لوزيها را دربالا محدود مينمايد(41).
5- مناره جلوه دهندة هنر موزائيك و كاشيكاري است. مثال بارز اين مورد، اضافه بر منارههاي مسجد گوهرشاد مشهد كه فوقأ گذشت، جفت منارة طرفين ايوان جنوبي مسجدشاه اصفهان(شكل12) مورخ 1020-1047 هجري است كه با ظرافت و دقت كامل صورت گرفته و زيبائي خيره كنندهاي القاءميكند. درسطح اين منارهها با قطعات ظريف موزائيك و نوارهاي باريك كلمه «علي» درآورده شده و درعين حال ضربدرها، زيگزاگها، لوزيها، مستطيلها،و مربعها القاءشده است(42).
6- بعضي منارهها پيچ تزييني را القاء ميكند و گوئي با دوران خود فضا را ميشكافد و به آسمان راه ميجويد. مثالهاي اين مورد منارة باغ قوشخانه(43)، مورخ حدود 730 هجري، وجفت منارة مدخل مسجدشاه(44) (شكل15)، هردو دراسفهان، است. پيج اين منارهها با آجر و كاشي و قطعات موزائيك بطرز جالب توجهي نشان داده شده است.
توضيح مربوط به عكس 1: منارههاي مدخل مسجدشاه اصفهان مورخ اوايل قرن يازدهم هجري كه با پيچ مزين شده است
7- منارهها بهترين نشاندهندة مقرنس استالاكتيتي(45) است. بعضي ازاين گونه منارهها با اطاقك بالا و مقرنسهاي زير آن چون چهل چراغهائي است كه به جاي آويزان شدن از سقف در انتهاي ساقة مزين مستقر شده باشد. ميتوان گفت زيباترين منارههاي مقرنسدار آجري منار ساربان اصفهان منسوب به قرن ششم هجري است(46). اين بنا (شكل14) اضافه برنقوش آجري و كتيبههاي زيباي خود داراي دو رشته مقرنس آجري ميباشد. رشته اول در بالاي كتيبة بزرگ منار قراردارد و عبارت است از:
1- يك رديف جرز كه از پائين بريده و آويزان به نظر ميرسد.
2- يك رديف شبه مثلثهاي مقعر كه چون طاقنماها با قوسهاي جناغي به نظر ميرسد.
3- يك رديف شبه مثلثهاي ديگر كه با دورديف مذكور يك تاج زيبا القاء ميكند.
تعداد منارههاي مقرنسدار مزين به كاشي و موزائيك، از دورة تيموري تا عصر حاضر، فراوان است و منارههاي مسجد گوهرشاد مشهد(47)، مسجدشاه اصفهان(48)، مدرسة مادرشاه اصفهان(49)(شكل13) و مدرسة سپهسالار تهران(50) ازآن جمله است.
دراينجا ميبايد يادآور شد كه هر مناره فقط نشاندهندة يك هنر نيست بلكه بعضي از منارهها جلوهدهندة مجموعهاي از هنرهاي تزييني مانند خطاطي، كاشيكاري، مقرنس و پيچ تزييني، نقوش هندسي و گل و بتههاي مختلف است واگر، به گفتة استاد محترم دكتر زرينكوب مسجد موزة هنرهاي اسلامي است، مناره آئينة تمام نماي آن موزه ميباشد.
1- منار و مناره يعني آتشگاه و روشني جاي كه آتش فروزان و فانوس آويزان بالاي آن مسافرني را درشب راهنمائي و ساكنين اطراف خود را نور ميبخشيده است. مناره هم اكنون با رفعت خود برق شهر را بهتر جلوهگر ميسازد.
2- مناره از قديمالايم درايران و ساير كشورها معمول بوده و جنية مذهبي داشته ودرعين حال براي ثبت بعضي مطالب تاريخي مورد استفاده بوده است.
3- مناره ازنظر فرم و زمينة مناسبي كه دردسترس هنرمندان گذارده و ميگذارد داراي جنبة تزييني قوي بوده و عظمت وزيبائي خيرهكنندهاي القاء ميكند.
4- مناره در دوران اسلامي نام «مئذنه» نيز بخود گرفته است ولي اين نام مستلزم صعود مؤذن به قلة آن نبوده است بلكه مؤذن ميتوانسته درمحل مناسبتري، درمسجد يا مدرسه، اذان بگويد. بعلاوه مئذنه بودن منافاتي با راهنما بودن و يا مزين بودن منارهها نداشته است كماآنكه هماكنون در انتهاي مئذنة بعضي قراء و قصبات فاقد برق، فانوس روشن ميكنند.
1و2 – المنجدفياللغة والادب والعلوم، چاپ پنجم، 1956، ص 846.
3و4 – فرهنگ عميد تأليف حسن عميد، سال 1337، ص 1214.
5و6 – فرهنگ آنندراج، جلدششم، زيرنظر محمددبيرسياقي، تهران، ص4136.
7- Grand Larousse encyclopedique, Paris, 1963 v.7,p.369.
8- تاريخ ملل قديم آسياي غربي تأليف دكتر احمدبهمنش، تهران 1339، ص94و95.
9و10- Dictioaire encyclopedique quillet, Paris, 1965, p. 4094 et 4785
11- باستانشناسي ايرا باستان تأليف لوئي واندنبرگ، ترجمة دكتر عيسي بهنام، تهران 1345، ص70-72.
12- باستانشناسي ايران باستان تأليف لوئي واندنبرگ، ترجمة دكتر عيسي بهنام، تهران 1345، ص27 ولوحة 31ج.
13- Dictioaire encyclopedique quillet, Paris, Vlle, 1965 p. 4436
14- جزوه شماره 3 هنرهاي تزييني و بناهاي تاريخي ايران، نوشتة آقاي سيدمحمدتقي مصطفوي، 1344، ص129 و باستانشناسي ايران باستان تأليف لوئي واندنبرگ، ترجمة دكتر عيسي بهنام، تهران 1345، لوحة 84 الف.
15- Madame Jane Dieulafoy, La perse et… Paris 1887, p. 485-487.
16- جلد دوم تاريخ هنرهاي مصور، تهران 1340، ص 216 تأليف استاد علي نقي وزيري.
17- مساجد ايران در دورة اسلامي از دكتر عيسي بهنام، ضميمة شمارةسال سوم مجلة بررسيهاي تاريخي، ص 4ر74.
18- هنرمعماري در سرزمينهاي اسلامي،نوشتةج. هوگ، ترجمة دكتر پرويز ورجاوند، تهران 1348، ص31.
19- David Talbot Rice, L’art de I'Islam, Paris, 1966, p.44.
20- جلد دوم تاريخ عمومي هنرهاي مصور تأليف استاد علي تقي وزيري، تهران 1340، ص225-227.
21- جلد اول جزوء دوم آثار ايران، تأليف پروفسورگدار،ترجمة سيدمحمدتقي مصطفوي، تهران 1316، ص155و 156.
22- صنايع ايران بعدازاسلام، تأليف دكتر زكي محمدحسن، ترجمةمحمدعلي خليلي، تهران 1320، لوحة 1.
23- معماري اسلامي ايران در دورة ايلخانان، اثر دونالد ن. ويلبر،ترجمة دكتر عبدالله فريار، تهران1346 ، ص43.
24- صنايع ايران بعدازاسلام، تأليف دكتر زكي محمدحسن، ترجمة محمدعلي خليلي، تهران 1320،ص53.
25- زيباشناسي در هنروطبيعت تأليف علينقي وزيري، چاپ دوم، تهران 1338، ص182و183.
26- A. U. Pope, Persian Architecture, Lonson, 1965, p. 200, No. 265.
27- معماري اسلامي ايران در دورة ايلخانان، اثر دونالد ن. ويلبر،ترجمة دكتر عبدالله فريار، تهران1346، ص167 و تصوير 117.
28- ايضأ معماري اسلامي ايران، ص53.
29- جزوه شماره 3 هنرهاي تزييني و بناهاي تاريخي ايران، نوشتة آقاي سيدمحمدتقي مصطفوي، 1344، ص132 تا 138.
30تا36- آثار ايران، جلد اول جزوة دوم،نوشته پرفسور گدار، ترجمة سيدمحمدتقي مصطفوي،تهران 1316، ص167 تا 173 و A. Godard, L’art de I'Iran, Paris, 1962 ، شكل 132.
37و38 – آينة هنر، نشرية ادارةشرح هند، تهران 26 ژانوية 1967 ميلادي، روي جلد؛ براي ملاحظة انواع مختلف شيار و بناهاي شياردار به شماره 110 مجلة هنرومردم آذر 1350، نوشته نگارنده مراجعه شود.
39- A. Godard, Athare Iran, 1936, T. 1, p. 171-172.
40- به رفرانس 29 مراجعه شود.
41- A. U. Pope, Persian Architecture, Lonson, 1965, p. 200.
42- Idem. Parsian Architecture, PL. XXIV.
43- معماري اسلامي ايران دردورة ايلخانان، اثر دونالد ن. ويلبر، ترجمة دكترعبدالله فريار، تهران 1346، ص82 وتصوير 161.
44- .Idem. Parsian Architecture, P. 212 No. 28
45- براي شناخت مقرنسهاي مختلف به شماره 103 و 104 مجله هنرومردم صفحات 8 تا25و38تا47، نوشتة نگارنده مراجعه شود.
46- A. Godard, Athar-e Iran, T. 1,Fas. 1, 1936, pp. 111 et 113.
47و48- به رفرانسهاي شماره 40و43 مراجعه شود.
49- ايضأ Persian Architecture ، ص233 نمرة 314.
50- تاريخ مدرسة عالي سپهسالار، تأليف ابوالقاسم سحاب، تهران 1329، عكس روي جلد.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره مسجد در متن مقاله بررسی شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با منار و منارة تزئيني درآثار تاريخي اسلام ايران بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: نیما مهدوی